سلاوووم

چرا گاهی انقدر آرزوها غیرقابل دسترسند؟ یعنی چیزایی نیستن که عجیب و غریب باشن ولی می‌شه یه غصه و می‌شینن تو دل آدم. 

وقتی فکر می‌کنم می‌بینم من اکثر چیزای خوب زندگیمو سخت به دست آوردم و انقدر به خاطرشون سختی کشیدم که وقتی اومدن دیگه اونقدرا برام ارزشی نداشتن. انرژی‌ای که ازم به تحلیل بردن خیلی بیشتر از ارزششون بوده. 

الانم همچین حسی دارم. 

...

بگذریم...

اوضاع کمرم بهتره. دردهای خفیفی دارم که باهاش کنار اومدم. گویا به مرور زمان اونا هم قطع می‌شه. وقتی عصبی می‌شم بیشتر درد دارم. 

اما بعد از قضیه موشک و هواپیما حال روحی من خوب نشد که نشد.‌ شدم مثه هوای بهاری... یه لحظه افتابی و گرم یه لحظه باد و بارون! مخصوصا اینکه خانم همسایه عزیزمم فوت شد، کسی که فقط بهمون محبت می‌کرد. خیلی دلم آتیش گرفت، چهلمش هنوز درنیومده. شاید شبهه ایجاد شه، تو هواپیما نبودا. بنده خدا سرطان داشت دور از جون شما. خاله سومیمم سخت بیماره نمی‌ذاره کسی بره ملاقتش. می‌دونم دیگه چیز زیادی ازش نمونده. کاش ببینمش دلم براش تنگ شده. 😥

تو این مدت دندونای زشتمو کامپوزیت کردم و به نظر خودم خوشگل شده. رزی هم معتقده که بهترین کار زندگیمو کردم. 

...

دلم یه خواب راحت و طولانی می‌خواد. دیشب تا صبح خواب کرونا رو دیدم.‌ دلمون به اسفند و شور و حال و خریدش خوش بود که الحمدلله خونه‌نشین شدیم و اونم نداریم. واقعا چه امیدی داریم تو این مملکت؟ به مهاجرت فکر می‌کنم، صرفا فکره، چون نه پولشو داریم و نه تحمل غربت. شرمنده‌ام از روی یه دونه بچه‌ام. شرمنده‌ام که تو این مملکت دنیاش آوردم. 

هیچ جا نمی‌‌ریم. قبلا حداقل هفته‌ای یه بار دورهمی دوستانه داشتیم، یا می‌رفتیم رستوران اونم نمی‌ریم دیگه. آذر ماه زی‌زی برا مجی تولد سوپرایزی تو یه باغ بیرون شهر گرفت که آی حال دادددد. می‌خواست برا تی‌تی هم بگیره که الحمدالله کنسله. چقدر منتظرش بودیما. 😥 از معمولی‌ترین و ارزونترین خوشی‌ها هم محرومیم. 

با خواهرک تصمیم گرفتیم دیگه فعلا خونه مامی و بابی نریم. اون بندگان خدا خودشون جایی نمی‌رن اما همسران ما مجبورن برای کار برن بیرون و ممکنه ما ناقل باشیم. هر چند مسئولان می‌گن اینجا موردی گزارشی نشده و وضعیت سفیده ولی کی حرفشونو باور داره؟ از یه ماه پیش منو شوئر تصمیم گرفتیم این ترم فسقلی نره کلاس زبان چون فکر کردیم امکان نداره همه جای دنیا کرونا اومده باشه جز ایران. واسه همین ثبت نام نکردیم. مثه اینکه حدسمون درست بوده. 

...

کاش ما پولدار بودیم تو خونمون استخر و سونا داشتیم. خیلی دلم می‌خواد. 

...

کاش اون خونه‌ای رو که دوست دارم، تو خیابون و محله‌ای که دوست دارم بخریم. این یه آرزوه، کاش تبدیل به یک رویا نشه. 😢