سلاوووم

می‌گن بعضیا بعد کرونا به افسردگی دچار می‌شن! گمونم منم شدم‌. حالم شبیه به هوای بهاریه. یه ساعت خوب، یه ساعت اشکی. دلم می‌گیره. اوضاع مملکت و فشار اقتصادی هم مزید بر علت شده.

من همیشه برای کار بیرون از خونه تنبل بودم. الان حس می‌کنم و می‌گم کاشششش کار می‌کردم. کاش برای خودم درآمد داشتم. می‌دونم اگه کاری هم باشه، زود خسته و دلسردم می‌کنه. اما دارم اذیت می‌شم. از خودم بدم میاد. از اینکه هیچ تلاشی نمی‌کنم و به بطالت می‌گذرونم‌. از اینکه دنبال استعدادام نرفتم. تو هیچ کاری ثابت‌قدم نیستم‌. انقدر این روزا به این چیزا فکر می‌کنم.  

امشب که شوئر اومد خونه بی دلیل بهش بی‌محلی کردم. نه بوسی، نه بغلی، نه کلام محبت آمیزی... هیچی. فکر می‌کنم خیلی اعتماد به نفسم رو نابود کرده. قدرت تصمیم‌گیریم رو کم کرده. قبل اومدنش کلی تو دلم بهش بد و بیراه می‌گفتم. 😢 هی پاپیچم شد که چته؟ جواب سربالا دادم تا اونم کشید کنار. گفتن این حرفا بهش تکرار مکرراته. وقتی درک نمی‌کنه. 😔 دوسش دارم، دوسم داره، با هم خوشبختیم. ولی این کارش رو اعصابمه. 

حس می‌کنم دارم از درون متلاشی می‌شم. هر چی رو خودم کار می‌کنم و می‌سازم بعد چند سال نابود می‌شه و افسردگی برمی‌گرده.

کاش لااقل کرونا نبود. می‌شد بیرون و تفریح رفت که وقت بگذره. فقط تو خونه نشستیم، تلویزیون و گوشی نگاه می‌کنیم و می‌خوریم. 😢 اینم شد زندگی؟

خدایا! شکرت.